تبلیغات اینترنتیclose
حکیم ملا محمد علی هیدجی باره سینده گؤرۆشلر و نظرلر - 1
حکیم ملامحمدعلی هیدجی درپژوهشهای دکترحسین محمدزاده صدیق
شرح افکار، احوال و آثار ملا محمد علی هیدجی بر اساس تحقیقات استاد دکتر حسین محمدزاده صدیق
موضوع : گؤرۆشلر و نظرلر, | بازدید : 405

(اتک یازیلار بو بؤلومو سونوندادیر)

حکیم ملامحمد هیده‌جی حاققېندا یازې یازان تدقیقاتچېلار، گاه اۏنون یازدېغې اؤز کئچمیشدن یارارلانمېش، اۏرادا اۏلان سؤزلری تکرار ائتمیشلر و گاهدا، اثرلرینی و یا دۆشۆنجه‌لرینی تانېتدېرماغا چالېشمېشلار. لاکین دئمه‌لییم کی حله‌ده بو درین دۆشۆنجه‌لی حکیم و فیلسوف حاققېندا و اۏنون آدېنا لایېق مکمّل بیر اثر نشر ائدیلمه‌میشدیر.

هیده‌جی اۆچۆن یازې یازان هر کیمسه، چالېشمېش کی اۏنون فلسفه، شعر و سیاست مئیدانلارېندا اۏلان چالېشمالارېنې و مقامېنې آز ـ چۏخ گؤستره بیلسین. گرچی بونلار، هیده‌جی اۆچۆن چۏخ آز نظره گلیر، ولاکین یازې یازانلارېن هامېسې‌نې حؤرمته لایېق آراشدېرماچې کیمی، ده‌ڲرلندیریرم و اۏنلارېن یازېلارې‌نېن خلاصه‌لرینی بورادا تقدیم ائدیرم.

1ـ محمد علی ‌مدرس تبریزی1

هیده‌جی‌دن سؤز ائده‌ن مرحوم محمدعلی‌مدرس تبریزی دئییر:

« ملامحمد‌ بن ‌معصومعلی ـ هیده‌جی زنجانی، از افاضل علمای قرن حاضر چهاردهم هجرت می‌باشد که در آغاز زندگانی در دیه هیده‌ج و چندی در قزوین به تحصیل علم و ادب پرداخت، بعد از تکمیل مقدمات لازمه در ادبیات معموله، در تهران فقه و اصول و حدیث را از اکابر وقت و کلام و ریاضیات را نیز از میرزا حسین سبزواری ( که سرآمد تلامذه‌ی حاج ملاهادی سبزواری بوده) خواند، مدتی هم در حوزه‌ی میرزای جلوه‌ی سابق الذکر به تحصیل و تکمیل معارف حقّه و فنون حکمیّه پرداخت، پس به عتبات رفت؛ علاوه بر فقه و اصول، به تحصیل معقول نیز اشتغال یافت، اخیراً به تهران مراجعت کرده و به تصفیه‌ی باطن و تدریس معقول مشغول شد و به هر دو زبان فارسی [و] ترکی شعر خوب می‌گفت، نخست به مغنی تخلّص می‌نموده و اخیراً به هیده‌جی تبدیل داد و از او است:

مغنیا دل، به توبه و پند،

ز مطرب و می، نمی‌توان کند.

به گوشه‌ی غم، خموش تاکی،

به کنج محنت، ملول تا چند؟

* * *

ز پیغام پیغمبر راست‌گو است،

خداوند پیشه، خدا را است دوست،

خوشا روز آنان که سوداگرند،

پی کار گیرند و سود آورند.

علی گفت آن یکّه‌ی روزگار،

که از مزد کاری مرا نیست عار.

سوی ناکسان دست کردن دراز،

بود ننگ از مردم سرفراز.

برو باش مزدور بر هر خسی،

مبر دست خواهش به پیش کسی.

بود خواری مرد در خواستن،

تو خواهش مکن واره از ننگ تن.

 

تا آخر که بسیار است و نیز مناسب حال انزوا و انقطاع خود گفته است:

من مونسی گزیده‌ام از بهر خود مرا،

یک لحظه بر مفارقتش صبر تاب نیست.

خوش‌رو و نغزگو، ادب‌آموز و نکته‌دان،

هرگز نیاورد سخنی کان صواب نیست.

گوینده بی‌زبان و سراینده بی‌صدا،

رأیش به قیل و قال و سؤال و جواب نیست.

بی‌هیچ کلفتی نبود الفتی ولی،

زین دوست زحمتی به‌ من از هیچ باب نیست.

قلیان نمی‌‌کشد، نخورد چای و حاجتش،

بر فرش و متکّا و طعام و شراب نیست.

این همدم عزیز که شد وصف او بیان،

هر کو شنید گفت که:« این جز کتاب نیست!»

 

نیز از اشعار ترکی او است:

دانېشما زاهید اگر سؤز ائشیتمه‌دیم، سنه نه؟

من اؤز خُدامه گۆناه ائتدیم ائتمه‌دیم، سنه نه؟2 ...»

 

2 ـ مهدی مجتهدی3

« ملامحمدهیده‌جی در هیده‌ج، ده فرسخی زنجان متولد شده، در 1314 شمسی در تهران درگذشته است. مقدمات علوم دینی و حکمت را در زنجان فراگرفته، بعداً به عتبات عالیات مشرف گشته، فقه و اصول خوانده و در فراگرفتن معقول رنج‌ها کشیده است. وی از اوان طفولیت شروع به سرودن اشعار فارسی و ترکی کرده و دیوانی پرداخته که دوبار در تبریز چاپ شده است.

هیده‌جی در حکمت متبحّر بوده و حاشیه‌ای به شرح منظومه‌ی حاج ملاهادی سبزواری نوشته [است.] از سن چهل سالگی در تهران در مدرسه‌ی سیّدنصرالدّین به حال انزوا می‌زیسته و به تدریس معقول مشغول بوده است. آثار این تبحر در اشعار فارسی و ترکی وی مشهود است. وی در زندگی متأهل نشد و به دنیا دل نبست. مجرد زیست و مجرد رفت. سرتاسر عمر وی عبارت بود از ریاضت و تحصیل و تدریس. در وصیت نامه‌ی خود نوشته بود که عمامه‌ی مرا بالای عماری نگذارند و های و هوی نکنند، دوستان شادان و خندان باشند؛ چرا که، من  از زندان محنت رهایی جستم و حیات جاودان یافتم. در آن وصیت نامه از یکی از دوستانش که به وی وعده‌ی سور داده بوده است خواهش کرده که آن سور را در لیله‌ی دفنش به دوستان دهد که دوستان در آن شب که لیله‌ی خود شمرده، سروری داشته باشند. در آخر نوشته با وصف این همه تجلّد و دلیری، بی‌نهایت هول و هراس دارد و به فضل حق و شفاعت اولیا امیدوار است.

دیوان او مرکب است از مثنوی «دانشنامه» که به فارسی است و آن متوسط است؛ در عرفان بحث می‌کند و تقریباً سه‌هزار بیت است. دیگر غزلیات و قطعات ترکی او است که قابل ملاحظه است. وی در نظم ترکی استادتر از نظم فارسی بوده و اشعار او حاوی معانی دقیقه‌ی صوفیانه است. وی در مقابل ترجیع‌بند سعدی ترجیعی به ترکی ساخته و می‌توان گفت خوب از عهده‌ برآمده است. غزلی قصیده مانند در ترکی محلی سروده که به نظر ما بهترین اثر او است. وی نیز مانند حافظ حاتم‌بخشی کرده تبریز و مراغه را به خال دلبر طناز قربانی بخشیده است. درموقع آن بخشش، سردار مؤید برادر شجاع‌الدوله حاکم تقریباً مستقل زنجان بود. شاعر حاتم‌بخش از آن که سردار مؤید امیر تیموروار از او درباره‌ی این سخاوت بازخواست کند، خود بلافاصله گفته:« اگر سردار مؤید از این بخشش آشفته شود بدون معطلی ورق این غزل را پاره می‌کنم و به اجاق می‌اندازم!»

می‌‌گویند وی را با مرحوم آخوند ملاقربانعلی زنجانی ملاقاتی اتفاق افتاد. آخوند از حکیم پرسید که: از کجاست؟ وی گفت: از هیه ( بر وزن ضمیر مؤنث غایب که هیده‌ج را به ترکی آن طور تلفظ کنند.) آخوند من باب شوخی پرسید که:« ضمیر هی به کجا برمی‌گردد؟» وی بلافاصله جواب داد:«به زنجان شما (= زن جان شما)!» آخوند خندید.

3 ـ سید جعفر موسوی مرتضوی4

حاج سید جعفر موسوی مرتضوی 1317 ش. ایلینده حکیم هیده‌جی‌نین دیوانېنې تبریزده نشر ائتمیش و بو نشره اۆچ صحیفه‌لیک اؤن سؤز یازمېشدېر. اۏ، بو اؤن سؤزده دئییر:

« نام گرامی صاحب کتاب محمد و مولدش قریه‌ی هیده‌ج که تقریباً در شصت کیلومتری زنجان واقع و در آغوش جلگه‌ی وسیع و افق روشنی قرار گرفته و به واسطه‌ی اعتدال هوا، اغلب مردان نامی از این سرزمین برخاسته[است.] در تعریف هوای هیده‌ج می‌فرماید:

صفای صفحه‌ی شیراز گرچه مشهور است،

هوای هیده‌ج ما نیست کمتر از شیراز.

 

مرحوم هیده‌جی از زمان طفولیت و اوان تمیز، به تحصیل علم و ادب پرداخته و اشعاری به زبان پارسی و ترکی می‌سروده [است.] و تنها در یک مورد که ظاهراً اوایل زندگی او بوده، روی اختلافات، یکی از خوانین مجاور و متنفذ را مذمت نموده [است.] شنیده‌ام بعدها نسبت به این لغزش اخلاقی فوق‌العاده دلتنگ و نادم بوده و تا می‌توانسته نسخه‌های آن را جمع کرده و دیگر زبان به هزل و هجاء کسی نگشوده [است.] و در ابتدا تخلص آن مرحوم«مغنی» بوده است که در یکی از غزلیات می‌فرماید:

مغنیا! دل به توبه و پند،

ز مطرب و می نمی‌توان کند.

 

و بعداً «هیده‌جی» را برای تخلص خود اختیار فرموده [است.]  و پس از طی مقدمات عازم عتبات گشته و در ضمن تکمیل فقه و اصول، در فرا گرفتن معقول زحمت‌ها کشیده و رنج‌ها برده و تقریباً از چهل سالگی به بعد در تهران متوطن [ شده]  و در مدرسه‌ی سیدنصرالدین به حال انزوا اقامت [کرده] و اغلب اوقات خود را به تدریس معقول مشغول ساخته و به شرح منظومه‌ی مرحوم حکیم سبزواری حاشیه نوشته [است.]  که میزان تبحر و تسلط آن مرحوم را نشان می‌دهد و از سایر تصانیف و تألیفات آن مرحوم اطلاعی در دست نگارنده نیست بالجمله این بزرگوار تا بوده به علایق مادی و معنوی دنیا دل نبسته و با کمال قدرت و توانایی مشغول تکمیل و مجاهدت بوده و با نهایت زهد و تقوی زندگانی پر از شرافت و افتخار خود را به پایان رسانیده و در حدود سال 1314 خورشیدی در تهران طایر روح پرفتوحش به آشیان قدس جاویدان طیران نموده است.»

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *

برچسب ها : شناختنامه ملا محمد علی هیدجی, پژوهشهای دکتر صدیق درباره ملا محمد علی هیدجی,تحقیقات حسین محمدزاده صدیق پیرامون حکیم ملا محمد هیدجی, شناختنامه حکیم ملا محمد علی هیدجی به روایت حسین محمدزاده صدیق,دکتر حسین محمدزاده صدیق مصحح دیوان حکیم ملا محمد علی هیدجی, حسین محمدزاده صدیق از حکیم محمد علی هیدجی میگوید, حکیم ملا محمد علی هیدجی به روایت دکتر حسین محمدزاده صدیق دوزگون, حسین دوزگون,
ارسال در تاريخ جمعه 14 مهر 1391 توسط دکتر صدیق. ارسال: سید احسان شکرخدایی